ظهور و آمادگی برای جامعه صالح؛ افق خانواده مهدوی
پژوهشگر حوزه مهدویت در گفتوگو با ایکنا از قم، در هجدهمین شماره از سلسله گفتوگوهای «انتظارپژوهی» با اشاره به نقش خانواده در تربیت مهدوی گفت: خانواده در نگاه دینی صرفاً یک واحد عاطفی یا زیستی نیست که اعضای آن در کنار هم زندگی کنند و هرکس مسیر شخصی خود را برود. خانواده، یک میدان رسالت است؛ جایی که انسانها در آن ساخته میشوند، معنا مییابند و برای آیندهای بزرگتر آماده میشوند. از این منظر، والدین تنها مسئول تأمین خوراک و آسایش ظاهری نیستند، بلکه باید برای جهتدادن به کل مجموعه خانواده برنامه داشته باشند.
وی افزود: اگر خانواده را فقط محل آرامش موقت بدانیم، طبیعی است که تربیت نیز به چند توصیه اخلاقی و چند دعوت زبانی محدود شود اما اگر خانواده را یک نهاد تمدنساز بدانیم، تربیت فرزند، نوع رابطه زن و شوهر، سبک زندگی، نوع آرزوها و حتی نحوه مواجهه با سختیها، هدفمند میشوند. خانواده مهدوی و زمینهساز، خانوادهای است که برای آیندهاش فکر میکند و از مرز رفاه شخصی فراتر میرود و به افق ظهور و آمادگی برای جامعه صالح میرسد.
این پژوهشگر حوزه مهدویت بیان کرد: والدین مسئول پیش بردن خانواده در یک مسیر طراحیشده هستند. این مسیر به معنای تحمیل خشک و بیروح و رهاکردن اعضای خانواده به حال خود نیست بلکه یعنی هر عضو خانواده در جای خود، با ظرفیت و تدریج مناسب، به سوی تعالی حرکت کند و این همان معنای «زمینهسازی» است؛ ساختن انسانهایی که فقط دیندار فردی نباشند بلکه در جهت تحقق یک آینده جمعی نیز تربیت شده باشند.
آفت اول؛ سلوک فردی بیتکلیف نسبت به خانواده
وی با اشاره به نخستین آفت در مسیر خانواده زمینهساز اظهار کرد: یکی از خطاهای رایج در برخی برداشتهای عرفانی یا معنوی این است که انسان گمان میکند رسالت او فقط در رشد شخصی خلاصه میشود. در این نگاه، فرد ممکن است در عبادت، ذکر، مراقبه و حتی سلوک معنوی بسیار جدی باشد اما نسبت به خانوادهاش مسئولیت کلان، راهبردی و برنامهدار نداشته باشد، گویا خانواده فقط مزاحمی است که باید تحمل شود، نه امانتی که باید هدایت گردد.
رضایی ادامه داد: این نگاه با منطق قرآن و روایات سازگار نیست، در آموزههای دینی، انسان مؤمن نهتنها نسبت به خود بلکه نسبت به اهل و عیال خویش نیز مسئول است. خانواده، بخشی از میدان امتحان و مجاهدت اوست، کسی که فقط برای نجات فردی خود تلاش میکند اما نسبت به سرنوشت معنوی، اخلاقی و تاریخی خانوادهاش بیتفاوت است، در حقیقت بخش بزرگی از مسئولیت خود را نادیده گرفته است.
وی تصریح کرد: رشد معنوی واقعی، انسان را از خانواده جدا نمیکند بلکه مسئولیت و بصیرت او را افزایش میدهد، هر قدر انسان به خدا نزدیکتر شود باید نسبت به امانتهای الهی در خانه نیز حساستر شود بنابراین، سلوک فردی اگر به خانواده نرسد، ناقص است زیرا دینداری منزوی با منطق تربیت انبیایی فاصله دارد.
آفت دوم؛ تحمیل خشن و بیظرافت بر خانواده
رضایی با اشاره به دومین آفت در مسیر خانواده زمینهساز اظهار کرد: در برابر نگاه قبلی، گاهی نگاه افراطی دیگری شکل میگیرد؛ فردی که میخواهد خانواده را به هر قیمتی و با هر شیوهای، به مسیر رشد و تعالی بکشد. در اینجا، نیت ممکن است خیر باشد اما روش نادرست است. اجبار، خشونت، کنترلگری و بیتوجهی به تفاوت ظرفیتها، میتواند خانواده را از درون فرسوده کند. چنین رویکردی، تربیت نیست بلکه نوعی سلطهجویی است که لباس دین به تن کرده است.
وی افزود: خانواده، میدان زورآزمایی نیست، اگر پدر یا مادر بخواهند ارزشها را با فشار، تحکم و بیاعتنایی به روح و روان اعضای خانواده تحمیل کنند، نتیجه غالباً مقاومت، دلزدگی یا دورویی خواهد بود. انسانها، بهویژه فرزندان، بیش از آنکه با دستور خشک اصلاح شوند، با الگو، تدبیر، صبر و استمرار شکل میگیرند. تحمیل، ممکن است در کوتاهمدت ظاهری از اطاعت ایجاد کند اما در بلندمدت، یا شخصیت را میشکند یا ایمان را سطحی میکند.
این پژوهشگر حوزه مهدویت با اشاره تفاوت کیان هدایت و اجبار در خانواده زمینهساز تصریح کرد: هدایت به معنای همراه کردن، رشد دادن، مرحلهبهمرحله بالا بردن و بیدار کردن است و اجبار یعنی حذف اختیار و بیاعتنایی به فرایند طبیعی رشد. خانواده مهدوی، محصول زور نیست، محصول حکمت، صبر، محبت و هدفمندی است.
سیدالشهدا(ع)؛ بهترین الگو برای خانواده زمینهساز
رضایی با اشاره به الگوی حسینی در تربیت خانواده گفت: برای فهم درست این مسئله، بهترین الگو، سیره سیدالشهدا(ع) است، امام حسین(ع) خانواده را رها نکرد و نیز آنها را با خشونت و بیبرنامگی به میدان نبرد نبرد بلکه خانواده را در یک سیر آگاهانه، تدریجی و هدفمند قرار داد؛ مسیری که پایانش، صرفاً یک سفر ظاهری نبود بلکه یک تربیت تاریخی بود.
وی افزود: وقتی امام حسین(ع) از اراده خداوند بر دیدن اسارات خانوادهشان سخن گفتند، منطق سخن او منطق تحقیر یا بیرحمی نیست. این سخن نشان میدهد که خانواده او از قبل در مسیر خاصی آماده شده بودند یعنی اینگونه نبود که ناگهان در میانه حادثه، اهل بیت(ع) با امری پیشبینینشده روبهرو شوند بلکه از پیش، در مدار رسالت حسینی تربیت شده بودند. این همان تدبیر بلندمدت است خانواده در افق یک مأموریت بزرگ قرار میگیرد و اعضا آرامآرام با این مأموریت انس میگیرند.
این پژوهشگر حوزه مهدویت ادامه داد: الگوی حسینی، الگویی است که خانواده را از زندگی روزمره به زندگی مأموریتی منتقل میکند. در این منطق، زن، مرد و فرزند، هر کدام نقشی دارند و همگی در یک جهت حرکت میکنند. این حرکت شتابزده، بیرمق، تحمیلی و بیهدف نیست. خانواده، همراه با امام خود، در یک تاریخسازی بزرگ وارد میشود.
خانواده زمینهساز یعنی خانوادهای با افق ظهور
وی درباره ویژگیهای خانواده زمینهساز، اظهار کرد: خانواده زمینهساز، خانوادهای است که افق زندگیاش محدود به امروز، رفاه، تحصیل، موفقیت شغلی یا آرامش روانی صرف نیست. این خانواده، آینده را در پرتو ظهور میفهمد و خود را برای آن آینده آماده میکند. به همین دلیل، در چنین خانوادهای تربیت فقط برای خوب بودن نیست، بلکه برای مفید بودن در مسیر حق است.
رضایی افزود: در این نوع خانواده، پدر و مادر نمیپرسند: فرزند ما فقط چگونه آدم خوبی شود؟ بلکه میپرسند: چگونه انسانی شود که در روزگار بحران، در عصر حقطلبی و در هنگامه ظهور، بتواند نقشآفرین باشد؟ این پرسش، تربیت را از سطح فردی به سطح تمدنی ارتقا میدهد. کودک و نوجوان در چنین فضایی، تنها مصرفکننده نصیحت نیست بلکه در بستر یک افق بزرگ تربیت میشود.
نقش پدر؛ مدیر جهتدهنده، نه فقط نانآور
وی با اشاره به جایگاه پدر در خانواده زمینهساز گفت: در این منظومه، پدر نقشی فراتر از تأمین معاش دارد. او باید مدیر جهتدهنده خانواده باشد یعنی کسی که مسیر، مقصد، اولویتها و مناسبات خانواده را میشناسد و برای آنها برنامه دارد. پدری که فقط کار میکند و از تربیت غافل است، بخش مهمی از مسئولیت خود را ترک کرده است.
این پژوهشگر حوزه مهدویت تصریح کرد: پدر در خانواده زمینهساز، باید منطق آیندهساز داشته باشد. او باید بتواند میان نیازهای مادی و معنوی تعادل برقرار کند، خانه را از غفلت بیرون بکشد، فرزندان را با مسئولیت آشنا کند و همسر را در این مسیر شریک واقعی خود بداند. این نقش، با خشونت و سلطهگری متفاوت است؛ پدرِ مؤثر کسی است که با حکمت، ثبات و حضور فعال، فضای خانه را به سوی مقصدی روشن هدایت میکند.
وی ادامه داد: وقتی پدر چنین حضوری دارد، خانواده فقط یک جمع پراکنده از افراد نیست بلکه یک واحد همجهت میشود. اعضای خانه میدانند که زندگیشان معنایی بزرگتر دارد. این همان نقطهای است که خانواده از سطح عادتهای روزمره به سطح پروژه تربیتی ارتقا مییابد.
نقش مادر؛ پرورش نرم، عمیق و پیوسته
این پژوهشگر حوزه مهدویت درباره نقش مادر در خانواده زمینهساز بیان کرد: اگر پدر در خانواده نقش جهتدهنده و راهبر دارد، مادر نقش پیشران عاطفه، عمق و استمرار تربیت را بر عهده دارد. مادر، قلب زنده خانه است؛ کسی که بسیاری از ارزشها را نه با سخنرانی بلکه با حضور، محبت، صبر و تکرار در جان فرزندان مینشاند. در خانواده زمینهساز، مادر صرفاً همراه نیست بلکه رکن اصلی تربیت است.
وی افزود: در خانواده زمینهساز، فرزندان فقط گیرنده آموزش نیستند آنها بهتدریج به شریک مأموریت تبدیل میشوند. یعنی از همان آغاز باید احساس کنند که در یک زندگی معنادار قرار گرفتهاند. کودک و نوجوان اگر فقط با امر و نهی روبهرو شود، ممکن است اطاعت ظاهری پیدا کند اما اگر در متن یک افق روشن تربیت شود، به تدریج به فهم و انتخاب میرسد.
رضایی با تأکید بر اصل تدریج در تربیت اظهار کرد: یکی از مهمترین اصول در خانواده زمینهساز، تدریج است. رشد انسان، ناگهانی و دفعی نیست حتی اگر هدف بسیار بلند باشد، مسیر رسیدن به آن باید متناسب با ظرفیتها، سن، موقعیت و شرایط اعضای خانواده تنظیم شود. بسیاری از شکستهای تربیتی، بهخاطر شتابزدگی است یعنی والدین چیزی را میخواهند که فرزند هنوز آمادهاش نیست.
وی ادامه داد: تدریج یعنی تربیت، پلهپله و همراه با فهم انجام شود. کودک ابتدا باید محبت را بشناسد، سپس معنا را بفهمد، بعد مسئولیت را بپذیرد و در نهایت به مشارکت فعال برسد. اگر این ترتیب رعایت نشود، تربیت تبدیل به فشار میشود خانواده زمینهساز باید صبور باشد؛ زیرا ساختن انسان بزرگ، کار زمانبر است.
این پژوهشگر حوزه مهدویت در پایان گفت: در منطق حسینی نیز همین تدریج دیده میشود. خانواده امام حسین(ع) یکباره به میدان بزرگ کربلا وارد نشدند بلکه پیش از آن، در فضای معرفت، محبت، وفاداری و آمادگی رشد یافته بودند. این نشان میدهد که زمینهسازی، بیش از آنکه محصول هیجان باشد، نتیجه برنامهریزی و تربیت تدریجی است.


نظر شما :