بخش دوم خلاصه مقاله قیام و انقلاب مهدی (عج) از استاد شهید مرتضی مطهری
شهید مطهری در این سخنرانی، ابتدا به معنای «شهید» میپردازد. او شهید را انسانی معرفی میکند که آگاهانه و با بصیرت، جان خود را در راه حقیقت و ایمان فدا میکند. شهادت در نگاه او یک حادثه تراژیک یا صرفاً یک مرگ قهرمانانه نیست، بلکه یک انتخاب آگاهانه و ارزشمند است که به زندگی معنا میبخشد. شهید با خون خود جامعه را زنده میکند و ارزشهای الهی را تثبیت مینماید. به همین دلیل، شهادت در فرهنگ اسلامی جایگاهی مقدس دارد و از آن بهعنوان «حیاتبخش» یاد میشود.
مطهری سپس پیوندی میان عاشورا و مهدویت برقرار میکند. او عاشورا را نمونهای تاریخی از فداکاری و شهادت میداند که به انتظار فرج معنا میدهد. همانطور که امام حسین(ع) با قیام خود مسیر تاریخ را روشن کرد و وجدان جامعه را بیدار ساخت، ظهور مهدی نیز ادامه همان خط است؛ خطی که بر پایه مبارزه با ظلم و تحقق عدالت بنا شده است. عاشورا نشان میدهد که شهادت و قیام، مقدمهای برای تحقق عدالت جهانی است. در این نگاه، خون شهیدان کربلا نهتنها در همان زمان اثرگذار بود، بلکه در طول تاریخ الهامبخش حرکتهای آزادیخواهانه و عدالتطلبانه شد.
مطهری در ادامه به نقش اجتماعی شهادت میپردازد. او تأکید میکند که شهادت در جامعه اسلامی یک نیروی محرک است؛ خون شهید وجدان جامعه را بیدار میکند و آن را از خواب غفلت بیرون میآورد. جامعهای که شهید دارد، هرگز نمیمیرد، زیرا شهید روح تازهای در کالبد آن میدمد. این نگاه، شهادت را از یک امر فردی به یک اصل اجتماعی و تمدنی تبدیل میکند. در واقع، شهادت نهتنها فرد را به کمال میرساند، بلکه جامعه را نیز از رکود و مرگ نجات میدهد.
یکی از نکات مهمی که مطهری بر آن تأکید دارد، رابطه میان شهادت و انتظار فرج است. همانطور که انتظار فرج انسان را به اصلاح و عمل وادار میکند، شهادت نیز اوج این عمل است. منتظر واقعی کسی است که آماده باشد جان خود را در راه حق بدهد؛ بنابراین انتظار و شهادت دو روی یک سکهاند. انتظار بدون آمادگی برای فداکاری، به بیعملی و رخوت میانجامد؛ اما انتظار همراه با روحیه شهادت، جامعه را به حرکت و پویایی سوق میدهد. مطهری شهادت را «حیاتبخش» مینامد و آن را عامل استمرار حرکت تاریخ به سوی ظهور میداند.
او همچنین به این نکته اشاره میکند که شهادت در فرهنگ اسلامی، یک مرگ بیثمر نیست، بلکه نوعی زندگی جاودانه است. قرآن کریم شهیدان را زنده معرفی میکند و این زنده بودن، نه فقط در آخرت بلکه در دنیا نیز معنا دارد؛ زیرا خون شهیدان در رگهای جامعه جریان مییابد و آن را زنده نگه میدارد. این نگاه، شهادت را به یک اصل حیاتی در فلسفه تاریخ اسلامی تبدیل میکند.
مطهری در بخش دیگری از سخنان خود، به بُعد تربیتی شهادت توجه میدهد. او میگوید جامعهای که فرهنگ شهادت در آن زنده باشد، نسلی تربیت میکند که آماده ایثار و فداکاری است. چنین نسلی هرگز در برابر ظلم و فساد تسلیم نمیشود و همواره برای تحقق عدالت تلاش میکند. این فرهنگ، جامعه را از سقوط در مادّیگرایی و خودخواهی نجات میدهد و آن را به سوی تعالی معنوی سوق میدهد.
در نهایت، مطهری جمعبندی میکند که شهادت و انتظار فرج مکمل یکدیگرند. انتظار، امید و حرکت میآفریند و شهادت، آن حرکت را به اوج میرساند. جامعهای که روح انتظار و شهادت در آن زنده باشد، هرگز به رکود و مرگ دچار نمیشود. این نگاه، شهادت را از یک امر فردی به یک اصل اجتماعی و تمدنی تبدیل میکند و آن را در کنار انتظار فرج بهعنوان دو نیروی حیاتی در فلسفه تاریخ اسلامی معرفی مینماید.


نظر شما :