بخش سوم (پایانی) خلاصه مقاله قیام و انقلاب مهدی (عج) از استاد شهید مرتضی مطهری
۱. انتظار و شهادت؛ دو نیروی مکمل
شهید مطهری در آغاز این بخش تأکید میکند که انتظار فرج و شهادت، دو نیروی مکمل یکدیگرند. انتظار، امید و حرکت میآفریند و شهادت، آن حرکت را به اوج میرساند. اگر انتظار بدون روحیه شهادت باشد، به رخوت و بیعملی میانجامد؛ و اگر شهادت بدون افق انتظار باشد، به حرکتی بیهدف تبدیل میشود. بنابراین، جامعه اسلامی باید هر دو را با هم داشته باشد: امید به آینده روشن و آمادگی برای فداکاری در راه حق.
او این رابطه را با مثالهای تاریخی توضیح میدهد. قیام عاشورا نمونهای است که در آن شهادت امام حسین(ع) و یارانش، امیدی تازه در دل تاریخ آفرید و مسیر حرکت مسلمانان را روشن کرد. در همان حال، انتظار فرج نیز نیرویی است که مسلمانان را در دوران غیبت زنده نگه میدارد و آنان را به اصلاح و مبارزه با ظلم و فساد وامیدارد.
۲. فلسفه تاریخ اسلامی و نقطه اوج آن
مطهری بار دیگر به فلسفه تاریخ اسلامی بازمیگردد و یادآور میشود که تاریخ در نگاه اسلام، به سوی کمال انسانی و الهی حرکت میکند. این حرکت، نه محصول تصادف و نه صرفاً نتیجه تضادهای مادی، بلکه بر اساس فطرت انسان و هدایت الهی شکل میگیرد. نقطه اوج این حرکت، ظهور مهدی موعود است؛ یعنی تحقق عدالت جهانی، معنویت، آزادی و برابری.
در این بخش، مطهری بهویژه بر این نکته تأکید میکند که ظهور مهدی یک حادثه منفصل از تاریخ نیست، بلکه نتیجه طبیعی و منطقی مسیر تکامل تاریخ است. همانطور که در طول تاریخ، پیامبران و اولیای الهی هر یک گامی در مسیر تکامل بشر برداشتهاند، ظهور مهدی نیز آخرین و کاملترین گام در این مسیر خواهد بود.
۳. نقش انسان در زمینهسازی ظهور
استاد مطهری در این بخش به مسئولیت انسانها در زمینهسازی ظهور توجه ویژه دارد. او میگوید انتظار فرج به معنای نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه به معنای آمادهسازی فرد و جامعه برای پذیرش عدالت جهانی است. هر عمل صالح، هر اصلاح اجتماعی، و هر مبارزه با ظلم، بخشی از این زمینهسازی است.
او تأکید میکند که منتظر واقعی کسی است که زندگی خود را چنان سامان دهد که اگر امام زمان در کنار او باشد، شرمنده نشود. این نگاه، انتظار را از یک حالت منفعل به یک نیروی فعال و سازنده تبدیل میکند. در واقع، انتظار فرج یعنی مشارکت در ساختن آینده، نه تماشای حوادث.
۴. شهادت بهعنوان موتور حرکت تاریخ
مطهری سپس به نقش شهادت در حرکت تاریخ میپردازد. او شهادت را موتور حرکت تاریخ میداند؛ نیرویی که جامعه را از رکود و مرگ نجات میدهد و آن را به سوی تعالی سوق میدهد. خون شهیدان وجدان جامعه را بیدار میکند و آن را از خواب غفلت بیرون میآورد. جامعهای که شهید دارد، هرگز نمیمیرد، زیرا شهید روح تازهای در کالبد آن میدمد.
او بهویژه بر این نکته تأکید میکند که شهادت در فرهنگ اسلامی، یک مرگ بیثمر نیست، بلکه نوعی زندگی جاودانه است. قرآن کریم شهیدان را زنده معرفی میکند و این زنده بودن، نه فقط در آخرت بلکه در دنیا نیز معنا دارد؛ زیرا خون شهیدان در رگهای جامعه جریان مییابد و آن را زنده نگه میدارد.
۵. پیوند عاشورا و مهدویت
در بخش پایانی، مطهری بار دیگر به پیوند عاشورا و مهدویت اشاره میکند. او میگوید عاشورا نشان داد که شهادت و قیام، مقدمهای برای تحقق عدالت جهانی است. همانطور که خون امام حسین(ع) و یارانش مسیر تاریخ را روشن کرد، ظهور مهدی نیز ادامه همان خط است. عاشورا و مهدویت دو نقطه در یک خطاند: یکی آغاز حرکت و دیگری پایان آن.
این نگاه، عاشورا را از یک حادثه تاریخی محدود به یک اصل فلسفی و تمدنی تبدیل میکند. عاشورا نهتنها در همان زمان اثرگذار بود، بلکه در طول تاریخ الهامبخش حرکتهای آزادیخواهانه و عدالتطلبانه شد. ظهور مهدی نیز تحقق نهایی همان آرمانهاست.
۶. جمعبندی نهایی
مطهری در پایان کتاب، جمعبندی میکند که اندیشه انتظار فرج و فرهنگ شهادت، دو ستون اصلی فلسفه تاریخ اسلامیاند. انتظار، امید و حرکت میآفریند و شهادت، آن حرکت را به اوج میرساند. جامعهای که روح انتظار و شهادت در آن زنده باشد، هرگز به رکود و مرگ دچار نمیشود. ظهور مهدی موعود نیز نه یک حادثه تصادفی، بلکه نقطه اوج تاریخ و تحقق وعده الهی است.
این نگاه، انتظار و شهادت را از حالت فردی به اصول اجتماعی و تمدنی تبدیل میکند و آنان را بهعنوان دو نیروی حیاتی در فلسفه تاریخ اسلامی معرفی مینماید. در این منظومه، مسلمانان نهتنها باید به آینده روشن امیدوار باشند، بلکه باید آماده فداکاری در راه حق نیز باشند. تنها در این صورت است که میتوانند زمینهساز ظهور شوند و در تحقق عدالت جهانی نقش ایفا کنند.
نتیجه
بخش سوم و پایانی کتاب «قیام و انقلاب مهدی» شهید مطهری، با جمعبندی مباحث پیشین، تصویری جامع از فلسفه تاریخ اسلامی ارائه میدهد. در این تصویر، انتظار فرج و شهادت دو نیروی مکملاند که جامعه اسلامی را زنده نگه میدارند و آن را به سوی آینده روشن سوق میدهند. ظهور مهدی موعود نیز نقطه اوج این حرکت تاریخی است؛ تحقق عدالت، معنویت و آزادی در سطح جهانی.


نظر شما :