چرا انقلاب اسلامی را گامی بهسوی ظهور میدانیم
انقلاب اسلامی ایران مهمترین و باشکوهترین رخداد دوره معاصر در احیا و بازسازی تفکر و تمدن اسلامی و جاری کردن آموزههای اصیل اسلامی در حوزه سیاسی و زیست اجتماعی مردم بود.
این انقلاب با اتکا بر مبانی دینی و شیعی نگرشی نو و ابتکارگونه بسیاری از موضوعات دینی را ارائه کرد که در گذشته تفکر و اندیشه اسلامی مغفول واقع شده بود و یا برجستگی کنونی را نداشت. یکی از نمودهای این نگرش بدیع به حوزه مهدویت و بحث انتظار و ضرورت فراهم کردن مقدمات ظهور امام مهدی(عج) مرتبط میشود.
خبرنگار ایکنا از قم در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین اسماعیل چراغیکوتیانی، استاد حوزه علمیه به تشریح رسالتهای جامعه برای حفظ انقلاب تا رساندن آن به صاحبالزمان(عج) پرداخته است که مشروح آنرا در ادامه میخوانیم:
رسالت مردم جامعه برای حفظ انقلاب تا رساندن آن به صاحبالزمان(عج) چیست؟
وقتی ما از حفظ انقلاب صحبت میکنیم، منظورمان صرفاً حفظ یک ساختار سیاسی خشک نیست بلکه منظور حفظ و ارتقای محتوای این حرکت است که قرار است مقدمهساز ظهور باشد.
رسالت جامعه در این دوران گذار (از انقلاب تا ظهور) در چند محور اساسی قابل دستهبندی است که ترکیبی از وظایف فردی، اجتماعی و حاکمیتی است. اولین و مهمترین رسالت، اصلاح نگاه به مفهوم انتظار است، از منظر جامعهشناسی دینی، ما دو نوع انتظار ویرانگر و سازنده داریم.
انتظار ویرانگر (منفعل)؛ جامعهای که دست روی دست میگذارد تا ظلم پر شود و منجی بیاید. این نگاه، آفت انقلاب است و دوم؛ انتظار سازنده (پویا)؛ جامعهای که خود را زمینه و بستر ظهور میداند.
رسالت جامعه امروز این است که بداند حضرت حجت(عج) برای اداره جهان نیاز به کارگزار و ساختار دارد، جامعه باید کادرسازی کند، حفظ انقلاب یعنی تربیت نسلی که از نظر مدیریتی، اخلاقی و تخصصی، شایستگی پذیرش مسئولیتهای جهانی در دوران ظهور را داشته باشد.
دومین رسالت جامعه، تحقق جامعهسازی و حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی است. اگر به بیانیه گام دوم انقلاب نگاه کنیم، رهبری مسیر را اینگونه مشخص کردهاند: خودسازی، جامعهسازی و تمدنسازی.»
رسالت جامعه اسلامی این است که الگویی از زیست اسلامی ارائه دهد که برای مردم جهان جذاب باشد، ما نمیتوانیم با جامعهای پر از فقر، تبعیض یا فساد اداری ادعا کنیم که منتظر مصلح کل هستیم، جامعه باید با فساد مبارزه کند، عدالت اجتماعی را مطالبه و اجرا کند و کارآمدی دین در اداره امور دنیایی را اثبات کند و حفظ انقلاب یعنی اثبات اینکه دین میتواند جامعه را سعادتمندانه اداره کند.
رسالت سوم که پیامد رسالت دوم است، قوی شدن در تمامی ابعاد «اقتدار درونزا» است. در دنیای امروز، حق بدون قدرت بهدست نمیآید، جامعه منتظر، جامعهای ضعیف و وابسته نیست، امروز رفتار آمریکا را با کشورهای جهان مشاهده میکنیم که در نگاه او هر کشوری ضعیف باشد، محکوم به زوال است.
انقلاب اسلامی باید تا زمان ظهور بماند و بسترساز ظهور باشد. این مهم چگونه اتفاق میافتد با حفظ بنیان درونی انقلاب اسلامی. این اقتدار هم صرفاً در قدرت نظامی تبلور نمییابد بلکه منظور اقتدار در همه ساحتهاست، از علم گرفته تا اقتصاد و معیشت.
رسالت نخبگان و عموم مردم، پیشرفت علمی و استحکام اقتصادی است، جامعهای که دستش جلوی مستکبران دراز باشد، نمیتواند استقلال خود را حفظ کند تا پرچم را به صاحبالزمان(عج) بسپارد. در ساحت فرهنگ هم، حفظ هویت اسلامی ـ ایرانی در برابر هجوم فرهنگی غرب، بخشی از پازل حفاظت از انقلاب است.
رسالت چهارم نیز، ولایتمداری و تمرین اطاعتپذیری است. جامعهای که نتواند از نائب امام تبعیت کند قطعاً در تبعیت از امام معصوم(ع) نیز دچار مشکل خواهد شد، تاریخ کربلا و کوفه همین را ثابت کرده است.
انقلاب اسلامی یک «مانور تمرینی» عظیم برای دوران ظهور است، رسالت مردم، تمرین هماهنگی، بصیرت و اطاعت از رهبری دینی است تا در روز موعود، جامعه دچار تشتت و نافرمانی نشود.
بزرگترین تهدید در این مسیر چیست؟
یکی از بزرگترین تهدیدات برای حفظ انقلاب، القای بنبست و ناامیدی است، شیطان و دشمنان خارجی تلاش میکنند به جامعه القا کنند که مسیر طی شده اشتباه بوده است.
رسالت اجتماعی تکتک اعضای جامعه، تواصی به حق و تواصی به صبر است یعنی تزریق امید واقعی و عقلانی به بدنه اجتماع. جامعهای که مأیوس شود، انقلاب را رها میکند و طبیعتاً اتصال به ظهور قطع میشود، بنابراین، رسالت جامعه برای حفظ انقلاب تا ظهور، ساختن یک نمونه کوچک از جامعه مهدوی و محافظت از آن است.
رابطه انقلاب اسلامی ایران با حکومت امام زمان(عج) چیست؟
این سؤال به هسته مرکزی مشروعیت و هدف انقلاب اشاره دارد. رابطه میان انقلاب اسلامی و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) یک رابطه معنادار، پیوسته و طولی است، این رابطه را در چند سطح میشود تحلیل کرد.
نخست؛ موضوع مقدمه بودن انقلاب اسلامی برای ظهور است، انقلاب اسلامی، آن فجر صادقی است که نوید آمدن خورشید را میدهد اما خودِ خورشید نیست.
انقلاب اسلامی آمده تا فضای تاریک استبداد و استعمار جهانی را بشکند و چشمها را به افق باز کند، بدون این مقدمه، آمادگی ذهنی و عملی برای پذیرش آن حکومت بزرگ شکل نمیگرفت، بنابراین در روایت داریم که «یَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَیُوَطِّئونَ لِلمَهدِیِ سُلطانَهُ» یعنی مردمی از مشرق قیام و زمینه را برای حکومت حضرت مهدی(عج) آماده میکنند.
سطح دوم تحلیل رابطه ابزار و هدف است. در طول تاریخ تشیع، پیشوایان دینی همواره از نداشتن «پایگاه قدرت» رنج میبردند، امام زمان(عج) برای قیام جهانی نیاز به یک پایگاه امن، یک سپاه وفادار و یک دولت پشتیبان دارد.
انقلاب اسلامی ایران، تشیع را از انزوا و تقیه خارج کرد و به آن «قدرت سیاسی و نظامی» داد، امروز جمهوری اسلامی بهعنوان حرم، خیمهگاه و پایگاه لجستیکی و عقیدتی جبهه حق عمل میکند، این انقلاب، ابزاری است برای فراهم کردن قدرت سخت و نرم مورد نیاز امام زمان(عج). این حرم باید حفظ شود تا حریم حکومت امام زمان(عج) شکل بگیرد.
سطح سوم تحلیل هم به رابطه الگویی بازمیگردد. انقلاب اسلامی ایران الگو و مدلی برای آن انقلاب بزرگ جهانی و پیامدهای آن است، انقلاب اسلامی ما تلاشی الهی برای اجرای احکام خداست و یک مدل کوچک از حکومت دینی را در عصر غیبت ارائه کرد تا بشر مدرن بفهمد که دین فقط برای عبادت فردی نیست بلکه برنامه حکومتی دارد.
ما با انقلابمان، تشنگی برای عدالت کامل را ایجاد میکنیم؛ عدالتی که ما بهطور نسبی اجرا میکنیم، اما امام زمان(عج) آن را مطلق اجرا خواهد کرد.
چرا انقلاب اسلامی را گامی بهسوی ظهور میپنداریم؟
ادعای اینکه انقلاب اسلامی گامی بهسوی ظهور است، یک ادعای احساسی نیست بلکه مبتنی بر شواهد عینی و سنتهای الهی است، ما میتوانیم پنج دلیل عمده برای این موضوع برشماریم.
دلیل نخست؛ این است که انقلاب اسلامی احیای هویت دینی و بازگشت به قرآن بود، ظهور امام زمان(عج) یعنی حاکمیت قرآن بر جهان تا قبل از انقلاب اسلامی، دین در حال حذف شدن از عرصه اجتماعی بود و سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) در اوج قدرت بود، اما انقلاب اسلامی دین را دوباره به وسط میدان آورد و نشان داد که اسلام قدرت حکومتسازی و جامعهپردازی دارد و این بازگشت به قرآن، شرط اول ظهور است، امام نمیآید که دین جدید بیاورد، میآید تا همین دین فراموش شده را احیا کند و انقلاب اسلامی این احیاگری را آغاز کرده است.
دلیل دوم؛ تشکیل جبهه مقاومت و سپاه زمینهساز است. در روایات داریم که امام زمان(عج) یارانی از مشرقزمین دارد که زمینهساز حکومت ایشان هستند، برای ظهور، نیاز به نیروی انسانی کارآمد و ساختار نظامی است.
انقلاب اسلامی با تشکیل نهادهایی مانند سپاه پاسداران و بسیج و سپس گسترش تفکر محور مقاومت در منطقه عملاً بازوی نظامی و امنیتی ظهور را تمرین و تقویت میکند و این شبکه قدرتمند، همان زیرساختی است که در زمان ظهور مانع از سرکوب قیام توسط مستکبران خواهد شد.
دلیل سوم؛ این است که انقلاب اسلامی غربالگر انسانها و ابزار خالصسازی بود. یکی از سنتهای الهی قبل از ظهور، سنت تمحیص است. انسانها باید در کوران حوادث آزمایش شوند تا مدعیان دروغین از منتظران واقعی جدا شوند، انقلاب اسلامی با چالشها، فتنهها، جنگ تحمیلی و تحریمهای اقتصادی، یک کوره عظیم آزمایش برای انسانهاست.
در این مسیر، نفاقها رو میشود و خلوصها افزایش مییابد. یاران امام زمان(عج) باید کسانی باشند که در سختیها نلغزند و انقلاب اسلامی این سرسختی و استقامت را آموزش میدهد.
دلیل چهارم؛ تغییر موازنه قدرت در جهان است. امام زمان(عج) برای برچیدن بساط ظلم جهانی میآید. تا زمانی که ابرقدرتها (استکبار) شکستناپذیر به نظر برسند، ذهن بشر آمادگی پذیرش تغییر را ندارد، اما انقلاب اسلامی هیمنه پوشالی ابرقدرتها (شرق و غرب) را شکست.
شعار «نه شرقی، نه غربی» و ایستادگی ۴۰ ساله ایران، به جهانیان ثابت کرد که میتوان بدون تکیه به قدرتهای ظالم ایستاد و این شکستن بتهای جهانی، مقدمه شکست نهایی آنها در زمان ظهور است.
دلیل پنجم؛ بلوغ سیاسی و اجتماعی شیعه است، شیعه در طول قرنها در اقلیت و تحت فشار بود و فرصت «حکمرانی» نداشت، برای اداره جهان، شیعه نیاز به تجربه حکومتداری داشت و انقلاب اسلامی این فرصت بینظیر را فراهم کرد تا فقه شیعه از کنج حجرهها به ساختار حکومت بیاید.


نظر شما :