به مهدویتپژوهی قرآنی بازگردیم
امروز مسئله مهدویت دیگر تنها یک موضوع درونمذهبی نیست؛ اهمیت این آموزه برای معتقدان شیعی، جامعه جهان اسلام و حتی اندیشمندان غیرمسلمان، آن را به موضوعی با پیوند مستقیم با مسائل انسان معاصر تبدیل کرده است. در همین راستا، ضرورت بازخوانی و بازاندیشی در مبانی این حوزه، به ضرورتی اجتنابناپذیر بدل شده تا بتوان با نگاهی تازه، ابعاد این مسئله سرنوشتساز را برای جهان امروز واکاوی کرد.
از اینرو، خبرنگار ایکنا از قم با حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی میرزایی، عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) العالمیه درباره چرایی ضرورت گذار از مهدویتپژوهی صرفاً روایی به مهدویتپژوهی قرآنی و ابعاد تمدنی این نگاه نوین گفتوگو کرده است که بخش اول آن پاسخ به این پرسش است که نقش قرآن و روایات در مطالعات مهدویت چگونه است؟ و آیا اتکای صرف به روایات صحیح است؟ در ادامه متن پاسخ به این پرسش را میخوانیم و میبینیم؛
«شاید هیچ منبع، بستر و زمینهای بهتر از قرآن کریم برای بررسی مهدویت وجود نداشته باشد البته این به آن معنا نیست که روایات نباید در مهدویتپژوهی بررسی شوند زیرا روایات گنجینهای از معارفاند و به جزئیات مسئله مهدویت نیز پرداختهاند و از این جهت اهمیت فراوانی دارند، اما مهدویتپژوهی مبتنی بر روایات صرف منجر به بروز اختلالات آشکار میشود.
با این حال، اینکه این روایات را با روش فعلی و تاریخی موجود، مبنای مهدویتپژوهی قرار دهیم، محل تأمل است. اینکه روشهای موجود توانستهاند صرفاً برای مؤمنان به مهدویت جذابیت ایجاد کنند یا اینکه توانستهاند در انسان معاصر بهطور عام و در مسلمانان بهطور خاص باورمندی قویتر، پذیرش بیشتر، مقبولیت و مشروعیت بالاتری ایجاد کنند یا خیر، مسئلهای دیگر است.
به نظر میرسد روشهای کلاسیک به کار رفته در مباحث فقهی یا کلامی در مسئله مهدویت نباید تمام این موضوع را دربر بگیرد، زیرا مهدویت موضوعی است که باید با باور، وجدان و موجودیت انسان معاصر گره بخورد و امری مرتبط با سرنوشت عالم و آدم، زمین، همه وجود و دارای وضعیتی خاص و رسالتآفرین است.
از اینرو، مهدویتشناسی، مهدویتپژوهی و تحقیقات و مطالعات این حوزه نباید صرفاً تخصصی یا صرفاً مذهبی باشد، بهگونهای که تنها شیعیان بتوانند از این مبنا استفاده کنند. بهطور کلی، روایات را بهعنوان یکی از منابع، آن هم با کارکردی خاص میپذیریم یعنی روایات در شناخت ابعاد مختلف مهدویت کارکرد ویژهای دارند.
گرچه تعداد فراوانی روایت در این زمینه وجود دارد، اما اگر تیغ فقهالحدیث و نقد حدیث به کار گرفته شود، بخش قابل توجهی از روایاتی که بهعنوان مهدویت مطرح میشوند، محل تشکیک و تردید قرار میگیرند. در مهدویت، بحثهای اساسی و روایات محکمی نیز وجود دارد، اما نباید از آیات مهدویت در قرآن، غافل شویم، در قرآن کریم، ویژگیهایی وجود دارد که بهنظر میرسد از آنها غفلت شده است و ما باید به سمت مهدویتپژوهی قرآنی بازگردیم.
باید در قرآن از دریچه مهدویت، آخرالزمانی، ختم رسالت، ختم رغبت، ختم دین، ختم زمان و ختم تاریخ تدبر کنیم. اگر قرآن کریم را از زاویه فلسفه تاریخ نگاه کنیم، دهها برابر روایات، ظرفیت در اختیار ما میگذارد.
اگرچه علاوهبر روایاتی که در امر مهدویت آمده، دهها روایت قابل اعتنا هم داریم اما شاید، شاید هزار آیه در حوزه فلسفه و سنن تاریخ باشد که عمدتاً بهصورت فشرده در قصههای قرآنی انبیا آمدهاند و همه آنها بخشی از مهدویت و مؤثر بر مسئله مهدویت هستند.
مهدویت، مسئله یک شخص نیست، مسئله شخصیت، دوران و زمانه است. لقبی که برای حضرت حجت(عج) به کار میبریم، یعنی «صاحبالزمان»، خود نشان میدهد که این امر به زمان مرتبط است و زمانمند بودن امر مهدویت، مسئلهای بسیار بزرگ در قرآن کریم است.»


نظر شما :